پسرک ...
ساعت آخر بود . یکی از بچه ها می خواهد چیزی بخورد که معلم می فهمد ؛ با مهربانی می گوید: بچه ها زنگ آخره ! اگه سر کلاس چیزی بخورین نمی تونین تو خونه غذای خوشمزه مامانتون رو بخورین ! پسرک در گوشه کلاس آرام زمزمه می کند : اگه مامان نداشتیم چی ؟
اصلا دوست ندارم پیکان 49 قدیمی ، کهنه شمرده شود ... آخه مادرم هم متولد سال 49 هستش ...
آدمی را دیدم که با سایه خود درد و دل می کرد ... چه رنجی می کشد او وقتی هوا ابریست ...
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۸/۱۷ ساعت 21:22 توسط Zamini
|